۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

من مادر فولاد زره هستم

چند وقت پيش نوشته اي خوندم كه بيان شرح حال ما زنان در اين مملكته. در جايي گفته بود وقتي به دنبال حق خود هستم مادر فولاد زره خوانده ميشوم.

حالا حكايت ماست!‌ 2-3 روز پيش كه يكي از همكارام انقدر شاكي ام كرد كه كلي با خودم بلند بلند تو خونه غر زدم، كارگر كه تو خونه داشت كار ميكرد مطمئن شد خل شدم.

امروز هم سينك آشپزخونه كيپ گرفته بود، عصري هم دايي آقاي شوهر مي خواست بياد ديدن ري را، قيافه منو داريد با سينكي كه پر از آبه!‌ خلاصه ظرفاي عصرونه به كمك اقدس خانم ( ماشين ظرشويي عزيز)‌حل شد ولي با كلي قربون صدقه آقاي شوهر رو راضي كردم به يه لوله بازكن زنگ بزنه. آقاهه اومد و فنر انداخت و منم تو اتاق مشغول خوابوندن ري را بودم ديدم يكي دستشو گذاشته رو زنگ خونه. همسايه طبقه پايين، كه يه پيرزن غرغرو هستش اومد فرياد زنان كه آب خونه منو برداشته. ما هم به اين نتيجه رسيديم كه آقا لوله هاي ساختمون مشكل داره ما به خدا بي گناهيم،‌ آقا لوله كشه رو فرستاديم بره لوله اونم باز كنه به شكر خوردنمون پشيمون شديم. اول كه هر چي دلش خواست به شوهر بيچاره من گفت بعدش هم گفت پول لوله كش رو نميدم تازه بايد بياييد فرشم رو هم بشوريد. منم شاكي چرا كه تو اين ساختمون ما اين اداي قانون مندي و آدم حسابي بازي در آوردن ساكنين منو كشته. باور مي كنيد بابت ري را اندازه يه آدم بزرگ شارژ مي گيرين از ما؟‌ بگذريم تازه حرصم از اين غر غر ميرزا داشت مي خوابيد نشستيم شام بخوريم ديديم زنگ خونه رو مي زنن. پيرزن طبقه اول بود (‌آره اين ساختمون بيشتر شبيه خانه سالمندانه!!!) اين يكي يه خورده با سياست تر بود اول گفت قدم نو رسيده مبارك بعد گفت چاه منم آب زده بالا اين خونه باسمه اي هستش و آخرش گفت در پاركينگ و آپارتمان باز مونده بوده!!!‌يعني سرم سوت كشيد!!!‌ من از 7 صبح كه سلما رو بردم مدرسه از خونه بيرون نرفته بودم!!!‌ داستان مثل ترك هاست ( ببخشيد بي ادبيه ولي خيلي راسته)‌ كه :‌كي بود گوزيد،‌غريب!!!‌ حالا ما چون تازه اومديم تو اين خونه هر كي هر فرياد داره بايد سر اين خاندان بزنه!!!‌
اين جاست كه اون روي سگ من بالا اومده فردا مدير ساختمون رو يه حالي بهش بدم (‌تازه اوايل هم يه حال كوچولو داده بودم بهش) يك بار واسه هميشه اين قضيه رو حل كنم.
شعار من اينه:‌به هر كس به اندازه اي كه بهت احترام ميذاره احترام بذار!!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر